رهایی با شکوه
لحظه ای كه از جر و بحث دست برداشتم، توانستم ببينم و احساس كنم. درست از همان جا، گام دوم آرام و به تدريج وارد زندگی میشود. نميدانم چه اتفاقی افتاد يا از چه روزی به قدرتی برتر از خودم اعتقاد پيدا كردم، فقط ميدانم كه الان به آن ايمان دارم. برای رسيدن به اين مرحله، تنها بايد مبارزه را كنار می گذاشتم و بقيه برنامه های انجمن را با تمام وجود اجرا ميكردم.
(دوازده گام و دوازده سنت )
پس از سالها درگيری با آشوبی كه به واسطه خود رأيی ام بپا شده بود، گام دوم مرا از دام تنهايی ام رها كرد . اكنون در سفر جديدم، هيچ چيز برايم دردناك يا دست نيافتنی نيست . هميشه كسی هست كه بار زندگی را با او قسمت كنم . گام دوم باعث شد كه با خدا پيوند بخورم و حالا می فهمم كه مشكلات روحی ام به دليل نفسم بوده است . برای اينكه از گذشته رهايی يابم بايد آينده را به كسی واگذار كنم كه شانه هايش از من خيلی پهن تر است.